X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی
دوشنبه 31 شهریور‌ماه سال 1393 @ 11:37 ب.ظ

شعر زیبای بلور رویا سروده شده توسط فروغ فرخزاد


ما تکیه داده نرم به بازوی یکدگر

در روحمان طراوت مهتاب عشق بود

سرهایمان چو شاخهء سنگین ز بار و برگ

خامش ، بر آستانه محراب عشق بود

شعر بلور رویا فروغ فرخزاد

شعر بلور رویا فروغ فرخزاد

من همچو موج ابر سپیدی کنار تو

بر گیسویم نشسته گل مریم سپید

هر لحظه میچکید ز مژگان نازکم

بر برگ دستهای تو شبنم سپید

گوئی فرشتگان خدا در کنار ما

با دستهای کوچکشان چنگ میزدند

در عطر عود و نالهء اسپند و ابر دود

محراب راز پاکی خود رنگ میزدند

پیشانی بلند تو در نور شمع ها

آرام و رام بود چو دریای روشنی

با ساقهای نقره نشانش نشسته بود

در زیر پلکهای تو رویای روشنی

من تشنهء صدای تو بودم که می سرود

در گوشم آن کلام خوش دلنواز را

چون کودکان که رفته ز خود گوش می کنند

افسانه های کهنهء لبریز راز را

آنگه در آسمان نگاهت گشوده شد

بال بلور قوس و قزح های رنگ رنگ

در سینه قلب روشن محراب می تپید

من شعله ور در آتش آن لحظهء درنگ

گفتم خموش «آری» و همچون نسیم صبح

لرزان و بی قرار وزیدم به سوی تو

اما تو هیچ بودی و دیدم هنوز هم

در سینه هیچ نیست به جز آرزوی تو

منبع : http://namakstan.ir/crystal-dream-poem-of-forough.html


  ادامه مطلب ...

دوشنبه 31 شهریور‌ماه سال 1393 @ 07:17 ب.ظ

شعر چشم مست سروده شده توسط استاد محمد حسین شهریار

اشعار زیبای استاد شهریار شعر چشم مست سروده شده توسط استاد محمد حسین شهریار

اشعار شهریار

برداشت پرده شمعم و پروانه پرگرفت

بازار شوق پردگیان باز درگرفت

شمع طرب شکفت در آغوش اشک و آه

ابری به هم برآمد و ماهی به برگرفت

زین خوشترت کجا خبری در زند که دوست

سر بی خبر به ما زد و از ما خبر گرفت

بار غمی که شانه تهی کرد از او فلک

این زلف و شانه خواهدم از دوش برگرفت

یک تار موی او به دو عالم نمیدهند

با عشقش این معامله گفتیم و سرگرفت

چشمک زند ستاره صفت با نسیم صبح

شمع دلی که دامن آه سحر گرفت

چون شعر خواجه تازه و تر بود شهریار

شعر توهم که درس خود از چشم تر گرفت


منبع : http://namakstan.ir/poetry-master-shahriar-eyes.html

  ادامه مطلب ...

برچسب‌ها: اشعار شهریار
دوشنبه 31 شهریور‌ماه سال 1393 @ 07:16 ب.ظ

داستان کوتاه جالب و خنده دار آرزو کردن خانم ها

داستان کوتاه جالب و خنده دار آرزو کردن خانم ها

روزی خانمی در حال بازی گلف بود که توپش تو جنگل افتاد

او دنبال توپ رفت و دید که یک قورباغه در تله گیر کرده است

داستان کوتاه

قورباغه به او گفت : اگر مرا از این تله آزاد کنی سه آرزوی تو را برآورده می کنم

زن قورباغه را آزاد کرد و قورباغه گفت : “متشکرم” ولی من یادم رفت بگویم شرایطی برای آرزوهایت هست

هر آرزویی داشته باشی شوهرت 10 برابر آن را می گیرد

زن گفت : اشکال ندارد !

زن برای اولین آرزویش می خواست که زیباترین زن دنیا شود !

قورباغه اخطار داد که شما متوجه هستید با این آرزو شوهر شما نیز جذابترین مرد دنیا می شود و تمام زنان به او جذب خواهند شد ؟

زن جواب داد : اشکالی ندارد من زیباترین زن جهان خواهم شد و او فقط به من نگاه میکند !

بنابراین اجی مجی و او زیباترین زن جهان شد !

برای آرزوی دوم خود، زن میخواست که ثروتمندترین زن جهان باشد !

قورباغه گفت : این طوری شوهرت ثروتمندترین مرد جهان خواهد شد و او 10 برابر از تو ثروتمندتر می شود

زن گفت اشکالی ندارد ! چون هرچه من دارم مال اوست و هرچه او دارد مال من است

بنابراین اجی مجی و او ثروتمندترین زن جهان شد !

سپس قورباغه از آرزوی سوم زن سوال کرد و او جواب داد :

من دوست دارم که یک سکته قلبی خفیف بگیرم و شوهرم …


منبع : http://namakstan.ir/short-story-dream-woman.html
ادامه مطلب ...

برچسب‌ها: داستان کوتاه
( تعداد کل: 66 )
   1       2       3       4       5       ...       22    >>